الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

219

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

و مردم را با او وا مىگذاشت اما او هيچكدام از اين سه را انجام نداد . و به كارى دست زد كه دليل روشنى براى آن نداشت و عذرهائى كه براى آن مىآورد قابل پذيرش نيست ( او مردم را بر ضد من بدون هيچ دليل تحريك كرد ) خطبه - 175 از خطبه‌هاى امام ( ع ) كه در آن پند و اندرز و نزديكى خود با پيامبر ( ص ) را ذكر كرده ( 344 . ) اى مردمى ( كه غافلند ) اما از شما غافل نيستند ( و تمام كردارتان را ثبت مىكنند ) و اى آنان كه ( دستورات خدا را ) ترك مىكنيد اما شما را ترك نمىگويند ( و سرمايه‌هايتان را مىگيرند ) چه شده است . مىبينم از خداى روى بر تافته‌ايد و به غير او روى آورده‌ايد ؟ ! گويا شما گله‌هاى شتران و گوسفندانى هستيد كه چوپان شما را به چراگاهى پر و با چشمه‌اى بيمارى زا مىبرد ، آنها همانند حيوانات پروارى هستند كه براى كارد آماده . شده‌اند ولى خودشان نمىدانند چه هدفى از آنها در نظر است اين گوسفندان چنانند كه هر گاه به آنها نيكى كنند ( و مقدارى علف بر ايشان بريزند ) يك روز خود را يك عمر مىپندارند و زندگى را در سيرى مىبينند به خدا سوگند اگر بخواهم مىتوانم هر كدام شما را از آغاز و پايان كارش و از تمام شئون زندگيش آگاه سازم ، ولى از آن مىترسم كه اين كار موجب كافر شدن شما به پيامبر ( ص ) گردد ( در باره‌ام غلو كنيد ) آگاه باشيد ! كه من اين اسرار را به خاصانى كه مورد اطمينان است خواهم سپرد . و سوگند به خدائى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به حق بر انگيخت و او را از ميان مردم برگزيد من جز راست سخنى بر زبان نمىآورم ، پيامبر همهء اينها را به من تعليم داده ، و از محل هلاكت آن كس كه هلاك مىشود و جاى نجات كسى كه نجات مىيابد و پايان اين امر ( خلافت ) همه را به من خبر داده و از آن آگاهم ساخته است . و هيچ حادثه‌اى بر من نمىگذرد جز اين كه آن را در گوشم فرمود و مرا از آن مطلع ساخت . اى مردم ! به خدا سوگند من شما را به هيچ طاعتى وادار نمىكنم مگر اين كه پيش از شما خودم به آن عمل مىكنم و شما را از معصيتى نهى نمىكنم مگر اين كه خودم پيش از شما از آن كناره‌گيرى مىنمايم .